مير تقي الدين كاشاني
302
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اى عهد تو چون دلم شكسته * دل در تو دل شكسته بسته دل بستهء زلف توست مىپرس * احوال دل شكسته بسته دل گرچه سياه كرد روزم * او نيز به روز من نشسته در دست تو تا به كى توان ديد * مكتوب رقيب دسته دسته اينها كه كشيد دوش طاقت * وينها كه كشيد جان خسته مهرم ز تو نابريد رشته * شوقم پيوند ناگسسته بادام توام شكسته دارد * خرماى تو كرده است خسته در وصف قد خجستهء تو * دارم سخنان جسته جسته اى گوش نكرده گفتهء من * غافل ز غم نهفتهء من شد سوده ز بار غصه دوشم * كوشش تا چند ، چند كوشم مى در سر و مهر يار در دل * آتش گرم است چون نجوشم او مىآيد ، منِ سبكدل * نتوانم چشم ازو بپوشم چشم از رويش ببستم اى عقل * بىخود گشتم ، بمال گوشم اى اشك نمك فكن در اين چشم * وى دست انگشت زن در اين چشم من صبر از اين فزون ندارم * ور داشتهام كنون ندارم ديوانگىام نگر كه عمرى * پنداشتهام جنون ندارم چون است كه روز من سياه است * گر طالع واژگون ندارم از بس كه مرا جگر كباب است * ذوق مى لالهگون ندارم فرسودن پاى جهد تا چند * ره بر سر وصل چون ندارم من جغد خرابهء شكيبم * خود را به اميد مىفريبم اى غير من از تو عالمى شاد * با من دارى كه با منت باد